چگونه علاقه و شغل مناسب خود را پیدا کنیم و بشناسیم؟

بنظر شما شناسایی علایق خودمان چگونه میسر است؟ ضرورت شناسایی علایق خودمان چگونه می باشد؟ در این مقاله سعی داریم به این موضوع مهم بپردازیم.

محتوا

۱ چطور علاقه خودمان را بشناسیم؟
۱.۱ شناسایی علایق خودمان و پی بردن به آن
۲ ۱.برای شناسایی علایق خودمان، باید خود را از درون ببینیم
۳ ۲. برای شناسایی علاقه خود، خودمان را از بیرون ببینیم
۴ چگونه شغل مورد علاقه خودمان را پیدا کنیم ؟
۴.۱ این نقطه حساس ترین نقطه است!
۴.۲ اندازه گیری و خط کشی توانایی ها
۵ شناسایی علایق خودمان در زندگی و کار
۶ راه های شناسایی علایق خودمان
این مطلب را حتما بخوانید: مقاله انواع تبلیغات
چطور علاقه خودمان را بشناسیم؟

شناسایی علایق خودمان و پی بردن به آن

و اما رسیدیم به اصلی ترین بحث دوره استعدادیابی توانا جایی که باید دقت مان را صد برابر کنیم و حسابی سرحوصله باشیم تا بازدهی لازم برای این کار را داشته باشیم. در این درس به نهایت ریز بینی احتیاج داریم . 
طبق نظریه روان شناسی مثبت، زمانی که ما در حس مثبت علاقه غرق می شویم به طور غریزی می خواهیم فعالیت مان را در آن گسترش دهیم و در آن تعمق کنیم. بیشتر کار کنیم و تمام انرژی مان را روی آن بگذاریم. مشکلات را در آن به صورت خلاقانه حل کنیم. بزرگ تر و بهتر می اندیشیم. وقتی بدانیم که می توانیم از این احساسات مثبت در شغل مان استفاده کنیم رغبت بیشتری نسبت به گذشته خواهیم داشت.
حالا چگونه علاقه مندی های گذشته مان را به یاد آوریم و در مورد توانایی های مان در آن فکر کنیم و آن ها را بیابیم .این کار به دو طریق می تواند انجام شود:

۱.برای شناسایی علایق خودمان، باید خود را از درون ببینیم

در جای ساکت با نور کم و تهویه مناسب بنشینیم. چشمان مان را ببندیم. کاملا راحت باشیم. فقط به سکوت گوش کنیم و سیاهی را ببینیم. ۲۱ نفس عمیق بکشیم. بعد از چند ثانیه وقتی که تمرکزمان را خود جمع کردیم آن دوران را که مشغول انجام کار و فعالیت مورد علاقه مان بودیم را به یاد آوریم. تمام رنگ ها و صداها را به یادآوریم. بوی آن زمان را حس کنیم. 
دقیقا خودمان را در وسط آن فعالیت ببینیم و به یادآوریم که چه چیزی ما را در آن فعالیت به هیجان می آورد. در مورد آن تفکر عمیق داشته باشیم تا کاملا آن زمینه را تحلیل کنیم و ببینیم توانایی مان در آن زمینه در چه مواردی بوده است. چه چیزی باعث می شده تا ما از درون احساس خوشحالی کنیم؟! چه چیزی باعث می شده تا ما به راحتی بتوانیم در آن پیشرفت کنیم؟! اگر آن موثع برای انجام آن مورد تشویق دیگران قرار می گرفتیم  دلیلش را بیابیم.
یکی دیگر از کارهایی که می تواند به ما کمک کند این است که روش حل مسائل در زمانی که در میان انجام زمینه مورد علاقه مان بودیم به مشکل بر می خوردیم چه بوده است.  به زمانی فکر کنیم که به راه حلی برای حل آن رسیدیم. چگونه و با چه روشی توانستیم بر این چالش پیروز شویم؟!

۲. برای شناسایی علاقه خود، خودمان را از بیرون ببینیم

نگاه از بیرون به سمت خودمان یکی از ارزشمند ترین منابعی است که راجع به ما اطلاعاتی می دهد که هرگز نمی توانیم از درون گود درباره ی آن ها اظهار نظر کنیم. شاید کسانی بوده اند که ما را در هنگام انجام آن فعالیت دیده اند . اگر به آن ها دسترسی داریم از آن ها سوال کنیم. 
 چه چیزی در ما می دیدند که آن ها را به وجد می آورد؟!  اگر فیلی از همان زمان داریم حتما آن را چند بار با دقت ببینیم. شاید عکسی از آن موقع ها ما را به یاد چیز جدیدی درباره ی خودمان بیاندازد.  در صورت امکان خودمان را در همان محیط قرار دهیم. اگر محل زندگی مان را تغییر دادیم به آن جا برگردیم. به همان موسیقی که در آن دوره گوش می کردیم گوش کنیم. این در یادآوری و برگشت حافظه مان به ما کمک می کند. 

چگونه شغل مورد علاقه خودمان را پیدا کنیم ؟ 

همه چیز را بنویسیم. بنویسیم بنویسیم بنویسیم! حتی کوچک ترین چیزی که به ذهن مان می رسد را بنویسیم. آینده ما و موفقیت ما به این نوشته ها بستگی دارد. حتی حس مان را در آن زمان بنویسیم. این به ما کمک می کند تا ما در موضوع غرق شویم ؛ و این چند سوال را از خود بپرسیم:   
در چه زمینه ای از ته دل مان شاد بودیم؟!
در چه زمانی در آن فعالیت بیشتر احساس راحتی می کردیم؟!
چرا دوست داشتیم آن فعالیت را انجام دهیم؟!
آن فعالیت امروز چه کمکی می تواند به ما بکند؟!

این نقطه حساس ترین نقطه است!  

تا این جا توانسته ایم توانمندی های نهفته مان را برای خودمان واضح و شفاف کنیم و حال باید آن را به شغل فعلی مان خواه آزاد خواه دولتی ارتباط دهیم و سعی کنیم روز به روز از آن بیشتر بهره بگیریم.  وقت آن است که در کنار داشتن حس شور و شعف زیاد به سرعت برای کسب موفقیت های بیشتر قدم برداریم. این ما و این هم میدان یافتن و استفاده از عمیق ترین و در عین حال نهفته ترین استعداد ها و هوشمندی های مان در شغل مان. و مهم ترین شرط مان « نوشتن » بود !!!  برای هر توانمندی چند موقعیت مختلف را بنویسیم که می توانیم از آن برای رشد بیشتر استفاده کنیم. از هر توانمندی می توان در هزاران هزار موقعیت استفاده کرد. 
و باز هم « توانا » تکرار می کند:
ما هزاران و شاید میلیارد ها توانایی درونی داریم که هنوز حتی کشف شان هم نکرده ایم. این کار بهترین شروع است برای شکوفا کردن خودمان ونیروی درون مان . همین حالا شروع کنیم!

اندازه گیری و خط کشی توانایی ها

به همان روشی که بیان نمودیم توانمندی ها و هوشمندی از دست رفته مان را پیدا کنیم. یک دفتر A4  همراه مان داشته باشیم تا هر وقت که لازم شد به آن مراجعه کنیم. پنج قسمت عمودی را جدا کنیم. یک قسمت را به توانمندی یافته شده اختصاص دهیم و قسمت روبه رویش را به توضیحات و شرح حالات و جزئیات آن. ستون بعدی را هم برای زمینه هایی که پیدا کردیم تا آن توانمندی را استفاده کنیم بگذاریم. یک ستون برای موفقیتی که به دست آورده ایم و ستون آخر هم باشد برای جایزه ای که به خودمان داده ایم. 

شناسایی علایق خودمان در زندگی و کار 

یک نکته بسیار مهم این که بر اساس آن چه روان شناسان شخصیت شناسی می گویند به مرور زمان ممکن است اولویت ها ما تغییر کنند؛ و در این بین برخی از ارزش های درونی ما کمی دچار تحول شود. البته این تقریبا بعید است  که ما کاملا از این رو به آن رو شویم ولی احتمال این وجود دارد که برخی تمایلات ما به مرور زمان جهت دیگری پیدا کند. ما باید بر تکیه بر این موضوع مسئله  را برای خودمان  روشن کنیم که در حال حاضر اهداف ما چه هستند و ما در چه جهتی به سمت آن ها در حال حرکت هستیم. برای همین است که می گوییم حتی کوچک ترین علاقه یا نفرت خود را که در هنگام انجام فعالیتی در گذشته در خود حس کردیم را ریشه یابی کنیم چون ممکن است روزی همین ها به ما یاری برساند تا خود را از استرس روزانه دور کنیم و یا از آن توانمندی ها در انجام برخی از کارها استفاده کنیم.
در درس های گذشته بیان نمودیم که بدن ما تمایل دارد تا انرژی کمتری مصرف کند و به همین دلیل برخی از احساسات روانی ما در طول روز با این که بر روحیه ی ما اثر می گذارد اما ما نمی توانیم  به صورت خودآگاه روی آن ها تمرکز کنیم و آن ها را تجزیه و تحلیل کنیم. بنابراین باز هم تکرار می کنیم که هر چه به ذهن مان رسید بنویسیم! چه حس خوب چه حس بد ؛ و این که چه فعالیتی باعث بروز این حس ها در ما می شود.
حال ممکن است در این مرحله با چالشی مواجه شویم:
اگر کودکی پر جنب و جوشی نداشته ایم چطور؟!
یک روز فردی طی صحبتی که با او داشتیم به ما گفت در دوران کودکی اش هیچ گونه فعالیتی را انجام نمی داده و کودکی پر رنگی نداشته است. خوب ممکن است هر کسی بنا بر شرایطی زندگی اش چنین وضعی داشته باشد و این اصلا بد نیست. کاری که باید بکنیم این است که به جای نگاه رو به عقب نگاه مان را به حال و جلو بیافکنیم.
( به شرط آن که هدف محور حرکت کنیم).
بهترین پیشنهاد این جمله است:
«خودت را تجربه کن».

راه های شناسایی علایق خودمان 

با قرار دادن خودمان در شرایط و موقعیت جدید اطلاعات مان درباره ی خودمان را بیشتر کنیم . این که چه واکنشی نسبت به دنیای بیرون و شرایط جدید داریم به ما در پیدا کردن خودمان کمک فراوانی می کند. رفتن به کلاس های جدید و آن جا و تمرین های آن ها همین کار را انجام می دهد. خواندن کتاب های جدید همین طور. به کتاب خانه ها سری بزنیم و به عنوان های کتاب ها نگاهی بیاندازیم. همین حالا برنامه ای برای این کار بریزیم.
آموزش بهترین کاری است که در چنین وضعی می توانیم انجام دهیم.
جست و جو در اینترنت . سایت های کاریابی می تواند کمک بسزایی کند. این که بدانیم مردم بابت چه کارهایی هزینه می پردازند. چه علومی وجود دارد که به ما در یادگیری این کارها کمک کند.
سعی کنیم بیرون بیاییم و توانمندی های دیگران را ببینیم. شاید ما هم چیزی شبیه به آن ها را داشته باشیم. مردم شناسی به خودشناسی بسیار کمک می کند. آدم های مختلف یعنی تجربیات مختلف و داستان های مختلف. بعضی اوقات سعی کنیم خودمان را درجای دیگران قرار دهیم . حتی در اوقات تفریح. مثلا اگر عموی مان مغازه دارد روز جمعه چند ساعت به دیدارش برویم و برای تفریح هم که شده کار او را امتحان کنیم . سعی کنیم از او علم کارش را یاد بگیریم.
سر زدن به نمایشگاه ها هم گزینه ی دیگری است. به محض آن که نمایشگاه جدید چه درب و پنجره باشد چه گل و گیاه . از کسانی که باجه ها را اداره می کنند سوال کنیم. بپرسیم برای تولید چنین ابزار یا اشیاء چه تخصص هایی به کار برده شده است. دست یابی برای دانستن آن تخصص ها در کجا میسر است.
درون ما توانمندی ها و استعداد هایی نهفته است که با بررسی این موارد آن ها را خواهیم یافت و سپس برای توسعه ی آن ها باید برنامه ریزی دقیق داشته باشیم.  اگر ما هم در کودکی مان استعدادی در خود نیافته ایم یکی از موارد بالا  را که  دسترسی بیشتری به آن داریم انتخاب کنیم و کفش و کلاه مان را بپوشیم.  قرار است خودمان را تجربه کنیم!
بطور خلاصه در این مقاله به شناسایی علایق خودمان و راهکارهای آن اشاره کردیم و موارد مهمی را مورد مطالعه قرار دادیم.
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.