خلاصه کتاب هفت عادت مردمان موثر

کتاب “هفت عادت مردمان موثر” نوشته استفن آر.کووی کتاب بر بهبود دادن خویش است. بر اساس عقیده کووی جهان کاملا مبتنی بر برداشتهای خودمان خواهد بود. برای تغییر یک وضعیت خاص، باید خودمان را تغییر دهیم و برای اینکه خودمان را تغییر دهیم، باید بتوانیم تصوراتمان را عوض کنیم.
همه ما دوست داریم موفق شویم. و یکی از راههای موفقیت شناسایی عاداتی است که می توانند در این مسیر به ما کمک کنند.
 

هفت عادت مردمان موثر

  • پیش قدم بودن.
  • در نظر گرفتن آخر کار.
  • قرار دادن چیزهای اول در اولویت
  • فکر برنده-برنده
  • ابتدا درک کنید تا درک شوید.
  • ایجاد هم افزایی.
  • تیز کردن اره.

افراد موثر چه عادت هایی دارند؟

کتاب هفت عادت مردمان موثر با این توضیح شروع می شود که چگونه بسیاری از افرادی که به درجه بالایی از موفقیت ظاهری رسیده اند، هنوز در تلاش برای پاسخ به نیاز درونی برای ایجاد اثربخشی شخصی و رشد روابط سالم با افراد دیگر هستند.
کووی معتقد است نوع نگاه ما به جهان کاملا بر اساس ادراکات خود ماست. برای تغییر یک وضعیت خاص، باید خودمان را تغییر دهیم و برای اینکه خودمان را تغییر دهیم، باید بتوانیم تصوراتمان را عوض کنیم.
در ادوار پیشین، پایه و اساس موفقیت بر اخلاق شخصیت (مواردی مانند صداقت، فروتنی، وفاداری، اعتدال، شجاعت، عدالت، صبر، فروتنی…)استوار بود. اما از حدود دهه ۱۹۲۰ میلادی، نوع نگاه افراد به موفقیت به آنچه کووی”اخلاق شخصیتی” می نامد، تغییر یافت.(جایی که موفقیت تابعی از عملکرد شخصیت، تصویر عمومی، نگرشها و رفتارها میشود.)
این روزها مردم به دنبال رفع و رجوع سریع امور هستند. آنها یک فرد، تیم یا سازمان موفق را می بینند و می پرسند،”چگونه این کار را انجام می دهی؟ تکنیک های خود را به من یاد بده!” اما این میانبرها که به امید صرفه جویی در وقت و تلاش به دنبال آنها هستیم، تنها کمک به درآمد کسانیست که راه حلهای کوتاه مدت ارایه می کنند. آنها به شرایط زمینه ای نمی پردازند.
کووی در هفت عادت مردمان موثر می نویسد:”راهی که در آن مساله به مساله می رسیم، خود مساله است.” برای دستیابی به تغییرات واقعی باید به خودمان اجازه دهیم تا از تغییر الگوها برای تغییر بنیادین خود و نه فقط تغییر نگرش ها و رفتارهای خود استفاده کنیم. در اینجا هفت عادت معرفی میشود:
  • عادت های ۱، ۲ و ۳ بر تسلط بر خود و حرکت از وابستگی به استقلال متمرکز است.
  • عادت های ۴، ۵ و ۶ در توسعه کار گروهی، همکاری و مهارت های ارتباطی و حرکت از استقلال به وابستگی تمرکز دارند.
  • عادت ۷ بر رشد و پیشرفت مداوم متمرکز است و تمام عادات دیگر را در خود جای می دهد.
این مطلب را حتما بخوانید:طرز فکر, روانشناسی نوین موفقیت

۱- پیش قدم باشید.

ما مسئول زندگی خود هستیم. ما فیلمنامه هایی انتخاب می کنیم که به وسیله آنها زندگیمان را ادامه دهیم. از این خودآگاهی استفاده کنید تا فعال باشید و مسئولیت انتخاب های خود را بر عهده بگیرید.
اولین عادتی که کووی درباره آن بحث می کند، پیش قدم بودن است. آنچه ما را به عنوان انسان از سایر حیوانات متمایز می کند، توانایی ذاتی ما در بررسی شخصیت خود، تصمیم گیری در مورد چگونگی مشاهده خود و موقعیت های مختلف مربوط به خویش است.
به زبان ساده برای تاثیرگذاری باید پیشگام بود. افراد واکنشی موضع انفعالی می گیرند. آنها معتقدند دنیا در حال اتفاق افتادن است. جملاتی از این دست:
  • هیچ کاری نمی توانم انجام دهم.
  • این تنها راه من است.
آنها فکر می کنند، مشکل “آنجا”است. اما خود این فکر مشکل است. منفعل بودن باعث میشود شخص درگیر خطای خودخدمتی شود و برای خودش به عنوان یک قربانی دلسوزی نماید.
با این وجود افراد فعال تشخیص می دهند که آنها مسئولیت دارند-یا”توانایی پاسخگویی” که کووی به عنوان توانایی انتخاب نحوه پاسخگویی به محرک یا وضعیت معین تعریف میکند.
برای اینکه فعالانه عمل کنیم، باید بر روی دایره نفوذی که در دایره توجه ما قرار دارد تمرکز داشته باشیم. به عبارت دیگر، باید روی چیزهایی کار کنیم که می توانیم در مورد آنها کاری انجام دهیم. انرژی مثبتی که ما ایجاد می کنیم باعث میشود که دایره نفوذی ما گسترش یابد. از طرف دیگر، افراد واکنش گرا یا منفعل روی مواردی تمرکز می کنند که در دایره نگرانی آنها وجود دارد، اما در دایره تاثیرگذاری آنان نیست. این باعث سرزنش کردن عوامل بیرونی، تولید انرژی منفی و کوچک شدن دایره تاثیر آنها میشود.

۲ – در نظرگرفتن آخر کار

با در نظر گرفتن یک مقصد مشخص شروع کنید. کووی می گوید ما می توانیم با استفاده از تخیل خود تصویری از آنچه می خواهیم بشویم، ایجاد کنیم. همچنین می توانیم با استفاده از وجدان خود تصمیم بگیریم که چه ارزشهایی ما را راهنمایی می کنند.
بسیاری از ما ایجاد مشغله زیاد برای خودمان را آسانتر می بینیم. ما به سختی کار می کنیم تا پیروزی کسب کنیم. تبلیغات، درآمد بالاتر، شناخته شدن بیشتر. اما ما غالبا در ارزیابی معنای پشت این شلوغی، پشت این پیروزی ها متوقف نمی شویم- از خود نمی پرسیم که آیا این چیزهایی که اینقدر مشتاقانه روی آنها تمرکز می کنیم واقعا برایمان مهم هستند یا نه؟؟
عادت ۲ در هفت عادت مردمان موثر، نشان می دهد که برای شروع هر کاری باید از پایان آن آغازکرد. با یک مقصد مشخص شروع کنید. به این ترتیب، می توانیم اطمینان حاصل کنیم، گامهایی که بر می داریم در مسیر درست قرار دارند.
کووی تاکید می کند که خودآگاهی ما به ما قدرت می دهد تا زندگی خود را شکل دهیم. به جای اینکه به صورت پیش فرض یا بر اساس استانداردها تا ترجیحات دیگران زندگی کنیم.
شروع با پایان برای کسب و کارها هم بسیار مهم است. مدیر بودن به معنای بهینه سازی کارآیی است. اما رهبر بودن در وهله اول تعیین دیدگاه استراتژیک مناسب برای سازمان شما و پرسیدن این سوال است که “ما در تلاش برای انجام چه کاری هستیم؟”
قبل از شروع به تعیین و دستیابی اهداف به عنوان فرد یا سازمان، باید بتوانیم ارزشهای خود را شناسایی کنیم. این فرایند ممکن است شامل برخی از بازتعریف ها باشد.
همچنین شناسایی مرکز ما اهمیت دارد. آنچه در مرکز زندگی ما باشد، منبع امنیت، هدایت، خرد و قدرت ما خواهد بود.
مراکز ما به طور اساسی بر ما تاثیر می گذارند. آها تصمیمات و انگیزه های روزمره و همچنین تفسیر ما از وقایع را تعیین می کنند.
با این حال کووی خاطرنشان می سازد که هیچ یک از این مراکز بهینه نیستند و در عوض، ما باید تلاش کنیم تا اصل محور باشیم. ما باید اصول بدون زمان و تغییرناپذیری که باید بر اساس آنها زندگی کنیم، شناسایی نماییم. ما برای همسو کردن رفتارها و اعتقاداتمان به آنها نیاز داریم.

درس های کلیدی

خود را با انجام امور زیر برای انجام دادن اصل شروع پایانبا  به چالش بکشید:
  • مراسم خاکسپاری خود را با جزئیات تجسم کنید. چه کسی آنجاست؟ آنها در مورد شما چه می گویند؟ درباره روابطی که داشتید؟ می خواهید چطور حرف بزنند؟ به این فکر کنید که اگر فقط ۳۰ روز دیگر فرصت داشتید اولویت های شما چگونه تغییر می کرد.. با این اولویت ها زندگی را شروع کنید.
  • نقش های مختلف زندگی خود – چه شغلی، شخصی یا اجتماعی – را از بین ببرید و سه تا پنج هدفی را که می خواهید به دست آورید، ذکر کنید.
  • مشخص کنید که چه چیزی شما را می ترساند. سخنرانی عمومی؟ بازخورد انتقادی پس از نوشتن یک کتاب؟ برای بزرگترین ترس خود بدترین سناریو را بنویسید و سپس تصور کنید که چگونه این وضعیت را کنترل خواهید کرد. دقیقا نحوه مدیریت آنرا بنویسید.

۳ – موارد مهم را در اولویت قرار دهید.

برای اینکه بتوانیم خودمان را به طور موثر مدیریت کنیم، باید موارد مهم را در اولویت قرار دهیم. ما باید نظم و انضباطی داشته باشیم تا اقدامات روزمره خود را بر اساس آنچه مهمترین است و نه آنچه فوریست، اولویت بندی کنیم.
اولویت سه به معنای این است که واقعا به دنبال اهدافمان برویم و بر اساس اولویت های روزمره خود، لحظه به لحظه کار کنیم.
برای حفظ نظم و انضباط و تمرکز برای ادامه مسیر، باید اراده کافی برای انجام کاری را داشته باشیم که نمی خواهیم انجام دهیم. ما باید در هر لحظه به جای خواسته ها یا انگیزه های خود بر اساس ارزشهایمان عمل کنیم.
همه فعالیت ها را می توان بر اساس دو عامل طبقه بندی کرد: فوری و مهم.
 
فوری
غیر فوری
مهم
ربع اول
بحرانها
مشکلات اساسی
پروژه های دارای ددلاین
ربع دوم
ایجاد روابط
شناسایی فرصتهای جدید
برنامه ریزی
غیرمهم
ربع سوم
بعضی از تماسها
فعالیتهای عمومی
ربع چهارم
فعالیت های خوشایند
تلف کننده های وقت
مشغله های کوچک
ما به موارد فوری واکنش نشان می دهیم. ما وقتمان را صرف انجام کارهایی می کنیم که مهم نیستند. این بدان معناست که ما از ربع دوم غاف می شویم که در واقع مهمترین آنهاست.
اگر روی ربع اول تمرکز کنیم و وقت خود را صرف مدیریت بحران و مشکلات کنیم، آنها تا زمانی که ما را ببلعند بزرگ و بزرگتر خواهند شد. این امر منجر به استرس و فرسودگی شغلی میشود.
اگر روی ربع سوم تمرکز کنیم، بیشتر وقت خود را صرف واکنش به مواردی می کنیم که فوری به نظر میرسند، در وصرتی که واقعیت فوریت درک شده آنها بر اساس اولویت و انتظارات دیگران است. این امر منجر به تمرکز کوتاه مدت، احساس عدم کنترل و روابط کم عمق یا گسسته میشود.
اگر روی ربع چهارم تمرکز کنیم، اساسا زندگی غیرمسئولانه ای را سپری می کنیم. این امر اغلب منجر به اخراج از مشاغل و وابستگی شدید به دیگران میشود.
ربع دوم در قلب مدیریت شخصی اثربخش قرار دارد. این کار با مواردی مانند ایجاد روابط، برنامه ریزی طولانی مدت، تمرین کردن و آماده سازی ساروکار دارد. همه کارهایی که می دانیم باید انجام دهیم اما به ندرت به انجام واقعی آنها می رسیم چرا که درباره آنها حس اضطرار وجود ندارد.
برای اینکه زمان خود را روی ربع دوم متمرکز کنیم، باید “نه” گفتن به سایر فعالیت ها را یاد بگیریم که بعضا هم فوری به نظر میرسند. همچنین باید بتوانیم به طور موثر تفویض اختیار کنیم.
کلید اولویت بندی تقویم نیست، بلکه زمان بندی کردن اولویت هاست.
هفت عادت مردمان موثر
به علاوه زمانی که ما روی ربع دوم تمرکز می کنیم، به معنای آن است که به آینده می اندیشیم. روی ریشه کارها فکر می کنیم و از گام اول جلوی بروز بحران را می گیریم. این به ما کمک می کند تا اصل پارتو را اجرا کنیم. ۸۰% نتایج شما از ۲۰% وقتتان به دست می آید.
ما همیشه باید تمرکز اصلی بر روابط و نتایج داشته باشیم و تمرکز ثانویه بر زمان.
درباره انسانها به اثربخشی و درباره چیزها به کارآیی فکر کنید.
استفان کووی

درسهای کلیدی

در اینجا چند روش وجود دارد که می توانید با استفاده از آنها اولویت بندی خودتان را تنظیم کنید:
  • فعالیت های ربع دوم را که از آن غفلت کرده اید، شناسایی کنید. آن را بنویسید و به اجرای آن متعهد شوید.
  • برای شروع اولویت بندی، ماتریس مدیریت زمان خود را ایجاد کنید.
  • برآورد کنید که چه مدت زمانی در هر ربع می گذرانید. سپس زمان خود را طی سه روز وارد کنید. برآورد شما چقدر دقیق بود؟ چه مدت زمان در ربع دوم(مهمترین ربع)گذراندید؟

۴ – برنده – برنده فکر کنید.

برای ایجاد روابط متقابل موثر، ما باید متعهد به ایجاد موقعیت های برنده-برنده باشیم که برای هر دو طرف سودمند و راضی کننده باشد. کووی در هفت عادت مردمان موثر توضیح می دهد که شش الگوی تعامل انسانی وجود دارد:
  • برد-برد: هر دو نفر برنده هستند. توافق ها یا راه حل ها برای هر دو طرف سودمند و راضی کننده است.
  • برد-باخت: اگر من برنده شوم و شما می بازید. افراد برد-باخت مستعد استفاده از موقعیت، قدرت، اعتبار و شخصیت برای رسیدن به هدف خود هستند.
  • باخت-برد: من می بازم، شما می برید. افراد باخت-برد به دنبال قدرت گرفتن از طریق تایید شدن و محبوبیت هستند.
  • بازنده-بازنده: هر دو نفر ضرر می کنند. به طور مثال شرایطی را در نظر بگیرید که دو طرف یک مذاکره با لج بازی به منافع خودشان و طرف دیگر لطمه می زنند.
  • برنده شدن: افراد با ذهنیت پیروزی لزوما نمی خواهند شخص دیگر چیزی از دست بدهد. مهم این است که آنها به چیزی که می خواهند برسند.
  • برنده برنده یا معامله بی معامله: اگر نتوانند به توفقی برسند که برای هر دو طرف سودمند باشد، هیچ معامله ای در کار نخواهد بود.
بهترین گزینه ایجاد موقعیت های برنده-برنده است. شرایط برنده-بازنده می تواند روی روابط در بلندمدت تاثیر منفی بگذارد. در حل مسائل به صورت برنده-برنده ما باید دو عامل را در نظر بگیریم: ملاحظه و شجاعت.
 
برای قرار گرفتن در وضعیت برنده برنده، شما نه تنها باید خوب باشید، بلکه شجاعت هم لازم دارید.

استفن کووی

 
شجاعت بالا
شجاعت کم
ملاحظه زیاد
برنده-برنده
بازنده-برنده
ملاحظه کم
برنده-بازنده
بازنده-بازنده
عامل مهم دیگر در حل موقعیت های برنده-برنده، حفظ ذهنیت فراوانی یا اعتقاد به این موضوع است که فضای فراوانی برای همه وجود دارد.
اکثر مردم با ذهنیت کمبود کار می کنند. به این معنا که آنها طوری رفتار می کنند که گویی همه چیز مجموع-صفر است.(به بیان دیگر یکی می برد، یکی میبازد.)افرادی که ذهنیت کمیابی دارند به سختی تقسیم اعتبار می کنند و در واقع خوشحال بودن از موفقیت های دیگران برایشان دشوار خواهد بود.
وقتی صحبت از رهبری بین فردی میشود، هر چه شخصیت فرد اصیلتر باشد، سطح پیش قدمی وی نیز بیشتر خواهد بود. این کار باعث افزایش نفوذ فرد میشود.
برای دستیابی به تفکر برنده-برنده، تمرکز خود را بر روی نتایج حفظ کنید، نه روشها. روی مسائل تمرکز کنید، نه افراد.
نکته آخر اینکه روح پیروزی در محیط رقابتی نمی تواند زنده بماند. به عنوان یک سازمان، ما باید سیستم پاداش خود را با اهداف و ارزشهای خود هماهنگ کنیم و سیستمهای پشتیبانی از وضعیت برنده-برنده داشته باشیم.

درس های کلیدی

با این چالشها، خودتان را وادار به تفکر برنده-برنده کنید.
  • در مورد تعامل و ارتباط آینده پیرامون توافق یا راه حلی که در پی آن هستید، فکر کنید. لیستی از خواسته های طرف مقابل بنویسید. در مرحله بعد، یک لیست دیگر درباره اینکه چطور می توانید به نیازهای وی پاسخ دهید، تهیه کنید.
  • سه رابطه مهم در زندگی خود را شناسایی کنید. نقطه تعادل را در هر یک مشخص نمایید. آیا بیش از آنچه می دهید، می گیرید؟ آیا
    بیش از آنچه می گیرید، می دهید؟ ۱۰ روش را مشخص کنید که در هر یک بیش از آنچه به دست می آورید، بخشیده باشید.
  • تمایلات تعاملی خود را عمیقا زیر نظر بگیرید. بردن یا باختن طرف مقابل چگونه روی شما تاثیر می گذارد. آیا می توانید منبع رویکرد آنها را شناسایی کنید؟ تعیین کنید که آیا این رویکرد در روابط شما به خوبی کمک می کند یا خیر؟

۵ – ابتدا درک کنید، سپس به دنبال درک شدن باشید.

قبل از اینکه بتوانیم مشورت یا راه حل ارایه دهیم، یا اینکه به دنبال تعامل با دیگران باشیم، باید بتوانیم آنها را عمیقا درک کرده و دیدگاهشان را از طریق گوش دادن همدلانه درک کنیم.
با یک مثال این موضوع را بهتر خواهید فهمید. فرض کنید که به دلیل مشکل در بینایی، پیش یک چشم پزشک رفته اید. او عینک خود را بردارد و به شما بدهد. چشم پزشک به شما بگوید که اینها را امتحان کن، چون سالها برای من کار کرده اند. شما از عینک استفاده می کنید و احتمالا مشکلتان بدتر خواهد شد. احتمال بازگشت شما پیش این پزشک چقدر خواهد بود؟
متاسفانه ما در تعاملات روزمره خود با دیگران نیز همین کار را می کنیم. ما قبل از اینکه مشکل را تشخیص دهیم راه حل تجویز می کنیم. ما اول به دنبال درک عمیق مسئله نیستیم.
عادت پنجم در بین هفت عادت مردمان موثر می گوید که باید ابتدا به دنبال درک کردن و سپس درک شدن باشیم. برای اینکه بفهمیم باید گوش کنیم.
شما سالها صرف یادگیری نوشتن و خواندن می کنید، سالها وقت برای یادگیری صحبت کردن می گذارید. اما چقدر به گوش کردن اهمیت می دهید؟
هفت عادت مردمان موثر – استفن کووی
ما نمی توانیم به راحتی از یک تکنیک برای درک کسی استفاده کنیم. در حقیقت، اگر شخصی احساس کند که ما در حال دستکاری او هستیم، انگیزه های ما را زیر سوال می برد و دیگر احساس امنیت نمی کند که خودش را با ما در میان بگذارد. باید مهارت های گوش دادن همدلانه را بر اساس شخصیت ایجاد کرد که باعث گشودگی و اعتماد میشود.
گوش دادن همدلانه به یک تغییر اساسی در پارادایم نیاز دارد. ما معمولا در ابتدا به دنبال درک شدن هستیم. بیشتر مردم به نیت پاسخ دادن گوش می دهند، نه درک کردن. در هر لحظه، آنان در حالت صحبت کردن یا آماده شدن برای صحبت کردن هستند. کووی بر اساس نظر کارشناسان ارتباطات خاطرنشان می سازد که:
  • ۱۰% از ارتباطات ما با کلمات نشان داده میشود.
  • ۳۰% توسط صداهای ما نشان داده میشود.
  • ۶۰% توسط زبان بدن ارایه می گردد.
زمانی که ما بر اساس دیدگاه خود گوش می دهیم، گرایش به واکنش دادن به یکی از چهار روش زیر خواهیم بود:
  • ارزیابی: موافقت یا مخالفت با گفته ها.
  • کاوش: طرح سوال بر اساس چارچوب ذهنی خود.
  • مشاوره: بر اساس تجربه خود مشاوره دادن
  • تفسیر: تلاش جهت شناسایی انگیزه های طرف مقابل بر اساس انگیزه ها و رفتار خود.
اما اگر این نوع پاسخ ها را با گوش دادن همدلانه جایگزین کنیم، نتایج چشم گیری در ارتباطات مشاهده خواهیم کرد. انجام این جابجایی زمانبر است. تمرین گوش دادن همدلانه تقریبا به همان اندازه طول می کشد که اصلاح سوتفاهم ها یا زندگی با مشکلات حل نشده طول خواهد کشید.
قسمت دوم عادت پنجم در بین هفت عادت مردمان موثر “…درک شدن”است. این امر در دستیابی به راه حل های برنده-برنده نیز به همان اندازه حیاتی می باشد.
جستجوی درک شدن نیاز به ملاحظه دارد. جستجوی درک شدن نیازمند شجاعت است.
استفن کووی
ما وقتی بتوانیم ایده های خود را به طور واضح و در چارچوب درک عمیق از نیازها و نگرانی های طرف مقابل ارایه دهیم، اعتبار ایده هایمان را به میزان قابل توجهی افزایش خواهیم داد.

درسهای مهم

در اینجا چند روش وجود دارد که می توانید عادت خود را برای درک کردن، ارتقا دهید:
  • دفعه بعدی که مشغول تماشای برقراری ارتباط دونفر هستید، گوش های خود را گرفته و تماشا کنید. چه احساسی در حال انتقال است که ممکن است از طریق کلمات دیده نشود؟ آیا یک طرف تمایل بیشتری به مکالمه دارد؟ آنچه را که مشاهده کردید، بنویسید.
  • دفعه بعدی که سخنرانی کردید، ریشه آنرا در همدلی قرار دهید. با شرح جزئیات دیدگاه مخاطب شروع کنید. آها با چه مشکلاتی روبرو هستند؟ چگونه شما می خواهید بگویید که چاره ای برای مشکلات آنان ارایه می دهید؟

۶- ایجاد هم افزایی

با درک و ارزیابی ارزش های دیدگاه فرد دیگر، فرصت ایجاد هم افزایی داریم که به ما امکان می دهد از طریق گشودگی و خلاقیت، امکانات جدید را کشف کنیم.
ترکیبی از همه هفت عادت مردمان موثر ما را برای عادت ششم آماده می کند. این عادت هم افزایی یا “وقتی یک بعلاوه یک برابر با سه یا بیشتر می شود و کل از مجموع اجزای آن برتر است” خواهد بود.
به عنوان مثال، اگر دو گیاه را نزدیک هم بکارید، ریشه آنها با هم مخلوط شده و کیفیت خاک بهتر می شود. به طوری که هر دو گیاه بهتر رشد می کنند.
هم افزایی به ما امکان می دهد گزینه های جدیدی ایجاد کنیم. این به ما اجازه می دهد که به عنوان یک گروه به طور جمعی توافق کنیم که باعث کنار رفتن روشهای قدیمی و روی کار آمدن روش های جدید خواهد شد.
بدون شک، شما مجبورید راحتی بیس کمپ را ترک کرده و با یک محیط وحشی جدید و ناشناخته مواجه شوید.
استفن کووی
بنابراین چگونه می توانیم در یک شرایط یا محیط معین هم افزایی را تعریف کنیم؟ با عادتهای ۴ و ۵ شروع کنید. باید برنده-برنده فکر کنید و ابتدا به دنبال درک کردن باشید.
هنگامی که این موارد را در ذهن خود داشتید، می توانید خواسته های خود را با خواسته های شخص یا گروه دیگر جمع کنید، و سپس شما در طرف مقابل مساله نیستید. در یک طرف ایستاده و به مساله نگاه می کنید، همه نیازها را درک می کنید و برای ایجاد جایگزین سوم که آنها را برآورده می کند تلاش خواهید کرد.
آنچه در نهایت با آن روبرو میشویم یک معامله نیست، بلکه یک تحول است. هر دو طرف به آنچه می خواهند می رسند و در این روند روابط خود را ایجاد می کنند.
با به وجود آوردن روحیه اعتماد و ایمنی، دیگران را وادار می کنیم که بسیار باز شوند و از بینش و ایده های یکدیگر تغذیه کنند. به این صورت هم افزایی ایجاد میشود. ماهیت واقعی هم افزایی بها دادن به تفاوت هاست. تفاوتهای روحی، عاطفی و روانی بین افراد.

هم افزایی به شما امکان می دهد که:

  • با ارزش نهادن بر تفاوتهای دیگران، دیدگاه خود را توسعه دهید.
  • انرژی منفی را کنار گذاشته و به دنبال خوبی ها در دیگران باشید.
  • در موقعیت های وابسته به هم شجاعت داشته باشید تا گشودگی ایجاد شود و دیگران به گشودگی تشویق کنید.
  • خلاقیت را تسریع کرده و راه کل سومی پیدا کنید که برای همه بهتر باشد.

درسهای کلیدی

  • لیستی از کسانی که باعث تحریک شما می شوند پیدا کنید. حالا فقط یک نفر را انتخاب نمایید. دیدگاه آنها از چه نظر تفاوت دارد؟ یک دقیقه خودتان را جای آنها بگذارید. فکر کنید و وانمود کنید احساس آنها چگونه است. این به شما کمک می کند تا آنها را بهتر درک کنید.
  • دفعه دیگر که با این شخص اختلاف داشتید، سعی کنید نگرانی های او را بفهمید و اینکه چرا با شما مخالف هست. هر چه بهتر او را درک کنید، تغییر عقیده انها نیز آسانتر خواهد بود.
  • لیستی از افرادی که با آنها ارتباط خوبی دارید، تهیه کنید. از بین آنها یک نفر را انتخاب نمایید. دیدگاه او با شما چه تفاوتی دارد؟ حالا شرایطی را که در آن کار تیمی و هم افزایی عالی داشتید، بنویسید. چرا این اتفاق افتاد؟ چه شرایطی برای رسیدن مجدد به آن حالت لازم است؟

۷ – اره را تیز کنید.

برای تاثیرگذاری، باید وقت خود را به تجدد جسمی، روحی، روانی و اجتماعی اختصاص دهیم. تجدید مداوم به ما امکان می دهد که توان خود را در هر تمرین افزایش دهیم.
عادت آخر در بین هفت عادت مردمان موثر روی نوسازی یا زمان بیشتر برای “تیز کردن اره” متمرکز شده است. این عادت، سایر عادات را احاطه کرده و با حفظ و تقویت بزرگترین سرمایه – یعنی خودتان- هر یک را ممکن می کند.
ماهیت ما دارای چهار بعد است و هر یک باید به طور منظم و به روشهایی متعادل شوند:

بعد جسمی:

هدف از بهبود مستمر جسمی، ورزش بدنمان به گونه ای است که توانایی کار، سازگاری و لذت بردن را افزایش دهد.
برای نوسازی دایم فیزیکی باید:
  • استراحت و آرامش کافی داشت.
  • غذای خوب خورد.
  • برای ایجاد مقاومت، انعطاف پذیری و قدرت به طور منظم ورزش کرد.
تمرکز بر بعد جسمی به رشد عضلات مورد نیاز در عادت یک یعنی پیشگامی کمک می کند. ما به جای واکنش در برابر نیروهایی که مانع از تناسب اندام میشوند، حرکت می کنیم.

بعد معنوی

هدف از تجدید معنوی، به دست گرفتن رهبری زندگی و تقویت تعهد نسبت به نظام ارزشیمان می باشد.
برای تجدید معنوی می توان:
  • مراقبه روزانه را تمرین کنید.
  • با طبیعت ارتباط برقرار کنید.
  • خود را در ادبیات و موسیقی غرق کنید.
تمرکز روی بعد معنوی به ما کمک می کند تا عادت دو را تمرین کنیم. زیرا ما به طور مدام ارزشهای خود را تجدید کرده و به آنها متعهد میشویم.

بعد ذهنی

هدف از تجدید سلامت روان، ادامه یافتن گسترش ذهن ماست. برای تجدید روانی خود می توانید:
  • از ادبیات کمک بگیرید.
  • از افکار، تجربیات و بینش های خود یک ژورنال تهیه کنید.
  • تماشای تلویزیون را به برنامه هایی محدود کنید که زندگی و ذهن شما را غنی می کنند.
تمرکز بر بعد ذهنی به ما کمک می کند تا با مدیریت موثر خود و استفاده حداکثری از وقت و منابع، عادت ۳ در بین هفت عادت مردمان موثر را تمرین کنیم.

بعد اجتماعی/احساسی

هدف از تجدید حیات اجتماعی، ایجاد روابط معنادار است. برای تجدید احساسات می توانید:
  • به دنبال درک عمیق دیگران باشید.
  • در پروژه های معنادار که زندگی دیگران را بهبود می بخشند، کمک کنید.
  • ذهنیت فراوانی را حفظ کرده و به دیگران کمک کنید تا موفقیت خود را پیدا کنند.
تجدید بعد اجتماعی و احساسی به ما کمک می کند تا با شناخت راه حل های برنده-برنده، جستجوی درک دیگران و یافتن گزینه های سوم از طریق هم افزایی سه عادت ۵،۶ و ۷ در بین هفت عادت مردمان موثر را تمرین کنیم.
تجدید فرآیندی است که را قادر می سازد تا در یک مارپیچ روبه رشد و تغییر، در جهت بهبود مستمر حرکت کنیم.

دروس اصلی

  • لیستی از فعالیتهایی که به شما کمک می کند در هر ۴ بعد خود را تجدید کنید، تهیه نمایید. برای هر بعد یک فعالیت انتخاب کرده و آنرا به عنوان هدف هفته آینده لیست کنید. در پایان هفته عملکرد خودتان را ارزیابی کنید. چه عاملی باعث موفقیت یا عدم موفقیت شما در رسیدن به هر یک از اهداف شد؟
  • متعهد شوید که هر هفته یک فعالیت خاص”تیز کردن اره” را یادداشت کرده، آنرا انجام دهید و عملکرد و نتایج خود را ارزیابی نمایید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن